اهورااهورا، تا این لحظه: 13 سال و 5 ماه و 7 روز سن داره

اهورا کــوچـولوی مــن

دوستت دارم اهورا،نه قابل مقایسه است ،نه قابل شمارش ... بی انتهاست!! تاوقتی هستم ، تا وقتی هستی ، هست به امتداد زندگی...

تولدت مبارک سبحان جان...

اهورای قشنگم؛ سالروز تولد سبحان از راه رسید و در این روز قشنگ برای هر دوی شما کلی آرزوهای خوب دارم. آرزو دارم روزهای پیش رو برایتان لبریز از اتفاقات خوشایند باشد، لبریز لبخندهایی که از عمق قلبتان برمی‌خیزند و به روی لب‌هایتان جا خوش می‌کنند. آرزو دارم دست در دستِ هم امیدوار و هدفمند باشید و دلخوشانه تلاش کنید و سرخوشانه به هدف‌هایتان برسید... آرزو دارم سالم بمانید و شاد بمانید وآزاد بمانید و آزادانه و سرخوشانه و امیدوارانه زندگی کنید... آرزو دارم برکت برایتان از آسمان و زمین ببارد و شادی روی درخت خیالتان آواز بخواند و خوشبختی برای هر دوی شما عزیزانم دست‌یافتنی‌ت...
27 تير 1401

فعالیت‌های تابستانی اهورا...

پسر زبل من ... امسال تصمیم گرفتیم شما رو با رشته‌های هنری و ورزشی آشنا کنیم تا بدونیم تو کدوم مهارت می‌تونی موفق باشی؛ پس تو کلاس نقاشی و پینگ‌پنگ ثبت‌نامت کردیم. تو نقاشی عالی بودی، ولی بعد از سه دوره 10 جلسه‌ای استادت ازم خواست که اجازه بدم کمی بزرگتر بشی چون تمرکز و آرامش سر کلاس نقاشی نشستنت کمه😐 کارت خوب بود و حیف شد... حالا بذاریم بزرگتر شی، شاید اون‌موقع خودت با آرامش بیشتر تو کلاس طراحی و نقاشی شرکت کردی...🤗 اینم چندتا نمونه از نقاشی‌هات...  کلاس پینگ‌پنگ هم همین مشکل و داشتیم پسرم،&nbs...
11 تير 1401

پنج‌شنبه‌ای برای حال خوب خودمان...

اهورا جانم... گاهی هم به خودت سر بزن! حالِ چشمهایت را بپرس و دستی به سر و روی احساست بکش؛ رو به روی آیینه بایست و تمام تنهایی‌ات را محکم در آغوش بگیر وَ با صدای بلند به خودت بگو که “تو” تنها داراییِ من هستی؛ بگو که با همه ی کاستی های جسمی و روحی ، تو را بی بهانه و عاشقانه دوست دارم! برای خودت وقت بگذار ، با مهربانی دستت را بگیر و به هوای آزاد ببر . نگذار احساس تنهایی کنی ، نگذار ابرهای سیاه، چشمهایت را از پا دربیاورد… مطمئن باش؛ هرگز کسی دلسوزتر از تو نسبت به تو پیدا نخواهد شد! واقعا مدت‌ها بود که از لحاظ روحی خسته بودیم... دو...
9 تير 1401

یه روز خوب با رادین تو باغشون😍

اهورای قشنگم... فهیمه جون و آقارضا این جمعه دعوت‌مون کردن باغ‌شون به صرف نهار... باغ‌شون خارج از شهر تبریز و نزدیک شهر صوفیانِ. خیلی خوش گذشت، به خصوص به تو و رادین که کلی بازی کردین ، ضمنا ته باغ چند تا لونه‌ی خیلی بزرگ برای پرنده‌هاشون داشتن که برات خیلی سرگرم کننده بود. انواع مرغ و خروس و طاووس و قرقاول و ...رادین از هر پرنده یه تخم هم بهت داد که خونه نیمرو کنی و بخوری😉 خلاصه روز قشنگی بود و با چند تا عکس خاطره‌شو ثبت می‌کنم... ...
3 تير 1401
1